به نام خدا

    تاکید بر مهارت ها و کاربرد دانش، استفاده از ابزارها و وسایل و فناوری از ضروریات آموزش در دنیای امروزی است که تفکر تولید بسته های آموزشی در دوره ی پیش دبستانی بر پایه ی آن شکل گرفته است. اما توجه به مهارت و کاربرد فناوری زمانی مثمر ثمر است که بر پایه ی معارف نظری و دیسیپیلین ها شکل گرفته باشد. چرا که داشتن مهارت بدون پشتوانه ی فکری و نظری نمی تواند فرد و جامعه را به سر منزل مقصود رهنمون شود. مفاهیم موجود در محتوای بسته های آموزشی در گام نخست از معارف سازمان یافته ی بشری الهام می گیرد و سپس کاربرد همین مفاهیم در زندگی روزمره و مهارت های آن مطرح می شود. تولید کنندگان بسته های آموزشی در صورت توجه به نظریه و عمل، راه رسیدن به اهداف برنامه های خود را هموارتر خواهند ساخت. با نگاهی به اصول آموزش در دوره ی پیش از دبستان می توان دریافت که صاحب نظران عرصه ی تعلیم و تربیت در این دوره ی تحصیلی، به همراهی علم و عمل توجه نموده اند و آن را مورد تاکید قرار داده اند.

    یکی از اصول اساسی تعلیم و تربیت قبل از دبستان، اصل آمادگی برای ورود به دبستان است. دبستان دانش آموزان را با مفاهیم اولیه ی معارف شناخته شده از قبیل ریاضیات، زبان آموزی، علوم تجربی و اخلاق وهنر آشنا می سازد. بنا بر این می توان گفت برنامه ی آموزشی و درسی دوره ی پیش دبستانی در صورتی موفق خواهد بود که ناظر بر همین اصل، مقدمات لازم برای زبان آموزی، ریاضیات و علوم تجربی و ... را متناسب با سن نو آموزان فراهم نماید. لذا بسته های آموزشی باید بتوانند مفاهیم ذکر شده را در قالب شعر، داستان، نمایش خلاق، بازی، هنر و کاردستی و ... به صورت کاربردی در اختیار کودک و مربی قرار دهند.

    با نگاهی به کلیات بسته ی آموزشی ارائه شده توسط دفتر برنامه ریزی و تالیف  سازمان پژوهش و برنامه ریزی درسی  ( نعمت های خدا ) برای مثال در حوزه ی توسعه ی مهارت های تفکر و تعقل،  حدود انتظارات و اهدافی از قبیل کنجکاوی، پاسخ گویی، تشخیص، قضاوت و ... گنجانده شده است. هرچند این مفاهیم به خودی خود مفید و شایان توجه اند، باید دید تا چه اندازه به ارتباط افقی آن ها با مفاهیم آموزشی دوره ی دبستانی توجه شده است و چه مقدار از مفاهیم یاد شده در بسته ی نمونه به مقدمات یادگیری علوم و ریاضی و زبان و ... می پردازد. به عبارت دیگر آیا می توان گفت که اصل آمادگی برای ورود به دبستان در طراحی این بسته مورد توجه قرار گرفته است؟ سئوالی که پاسخ به آن نیازمند توجه و تحقیقی هوشمندانه است.

     از جهتی ارائه ی اهداف و حدود انتظارات به صورت کلی و مبهم و بدون تحلیل آن ها به اهداف روشن و قابل اندازه گیری، مربی و حتی تهیه کنندگان بسته ی آموزشی را به یک چارچوب روشن و قابل فهمی هدایت نمی کند. به عبارتی ساده تر لازم است به این پرسش پاسخ داده شود که برای رسیدن به هدفی مانند 1/1/1 کنجکاوی، چه فعالیت های آموزشی ویژه در نظر گرفته شده است؟ شعر یا داستان و بازی یا کار هنری و دستی مرتبط با این هدف چیست؟ و چه ابزار و وسایل و شرایطی برای اجرای آن ها لازم است؟ 

    از جهتی دیگر باید دید که در بسته ی آموزشی چه موضوعات و پیشنهادات متنوعی ارائه می شود که مربی از میان آن ها موضوعات آموزشی متناسب با شرایط کلاس خود را انتخاب کند و یا حتی کودکان بتوانند براساس علاقه و آزادانه موضوع آموزشی خود را برگزینند؟ برای مثال در ارتباط با هدف کنجکاوی در قالب واحد های کار، نقاشی بکشند و یا شعر بخوانند و قصه گوش کنند و یا بازی کنند و کار هنری انجام دهند. داشتن قدرت انتخاب از میان شقوق مختلف، از حقوق کودکان و مربیان به شمار می آید. امروزه  پیشرفته ترین نظام های آموزشی به نیاز وعلاقه ی کودکان احترام می گذارند و آن ها را به سوی انتخاب آزادانه ی موضوع و محتوای آموزشی خود هدایت می کنند.

    لذا دومین اصلی که در ارائه ی بسته ی آموزشی نمونه رنگ باخته است، اصل انتخاب آزاد کودک می باشد. شریعتمداری (1372) در کتاب اصول تعلیم و تربیت ذیل اصل حریت به خودکار بار آوردن شاگردان اشاره می کند و معتقد است که کودک در انجام کاری که مورد رغبت و علاقه ی اوست، به نتیجه می رسد. با مراجعه به نظریه های علمی شناختی و فرا شناختی و با توجه به روش تربیتی مربیان بزرگی همچون فروبل و مونته سوری، همچنین با عنایت به برنامه ی چشم انداز بیست ساله ی آموزش و پرورش می توان رگه های اصل انتخاب آزادانه ی کودکان را مشاهده کرد. اصلی که یادگیری فعال را متضمن علاقه می داند و آزادی در انتخاب علاقه را به دنبال خواهد داشت.

     نکته ی دیگر این که وجود چارچوب ها و برنامه ها و طرح های بالادستی که برنامه ریزان درسی و آموزشی ملزم به رعایت همه ی آن ها هستند، از یک طرف بر غنای خروجی های نظام برنامه ریزی درسی که همان برنامه ی درسی است، می افزاید. از طرف مقابل تعدد این چارچوب ها ممکن است برنامه ریزان را در تنگناهای متفاوتی قراردهد که گاهی می تواند برنامه را از هدف اصلی آن دور سازد. برنامه ی چشم انداز بیست ساله ی آموزش و پرورش، برنامه ی درسی ملی، اهداف دوره ها و پایه های تحصیلی، اصول یادگیری، نظر متخصصان و روانشناسی یادگیری، نیاز های جامعه و نیاز های یادگیرندگان و ... ملاک ها ومعیار هایی هستند که توجه به همه ی آن ها در طراحی برنامه ی درسی ضرورتی انکار ناپذیر است. به نظر می رسد برای سنجش میزان تطابق برنامه های درسی از قبیل بسته ی آموزشی تولید شده برای دوره ی پیش از دبستان با ملاک های فوق ، ضروری است که افرادی صاحب نظر در حوزه ی تعلیم و تربیت کودکان که خارج از دایره ی طراحان بسته ی آموزشی قرار دارند، برنامه ها را از جهت تطبیق با معیار های گفته شده مورد نقد و بررسی قرار دهند.

     از دیگر نکات مهمی که در برنامه ی درسی و آموزشی دوره ی کودکستانی مورد غفلت واقع شده است، این است که این دوره طبق قوانین مصوب در مجلس شورای اسلامی و شورای عالی آموزش و پرورش، دوره ای 2 ساله است که کودکان 4 و 5 ساله را تحت پوشش قرار می دهد. هر چند در حال حاضر وزارت آموزش و پرورش کشورمان تا زمانی که بستر های لازم فراهم شود، این دوره را بصورت یک ساله اجرا می کند، ولی با اجرای کامل قانون تشکیل مراکز پیش دبستانی و همچنین با تمرکز مدیریت وزارت آموزش و پرورش بر مهد های کودک و کودکستان های تحت نظارت سازمان بهزیستی و مهد های کودک زیر نظر وزارت کار وتعاون، وزارت بهداشت، سازمان فرهنگی و هنری شهرداری ها و دهداری ها، مهدهای قرآن، و مهدها و کودکستان های زیر نظر دانشگاه ها و ... لزوم تهیه ی بسته های آموزشی جامع برای کودکان سنین مختلف قبل از دبستان، تحت هر عنوان و در هر مکان، ضرورتی است انکار ناپذیر و مسئولیتی است سنگین که در حال حاضر مسئولین آموزش و پروش و طراحان برنامه های درسی به این امر مهم عنایتی نداشته اند. و این مسئله ای است که عوارض آن شامل روش های آموزشی نادرست، محتوای نامناسب، افراط ها و تفریط ها در آموزش مفاهیم مذهبی، اخلاقی، علمی و قرآنی و ... دیر یا زود بر نظام آموزشی تحمیل خواهد شد. از آنجا که شکل گیری شخصیت کودکان و یادگیری های صورت گرفته در دوره ی کودکی بسیار ماندگار و عمیق است، چالش های فرا روی نظام آموزشی در مواجهه با این مسائل روز به روز افزایش خواهد یافت.

 

 حمید رضا محمد بیگی _ 29 تیر 1392